پادشاه ایرانی

اجتماعی-خانوادگی -حقوقی وآموزشی

چرا احساس تنهایی می کنید
ساعت ٢:٢٢ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٧ بهمن ۱۳٩۳   کلمات کلیدی: چرا احساس تنهایی می کنید

‹‹ تنهایی ››

چرا احساس تنهایی می کنید؟

دلایل بسیاری در شکل گیری این احساس نقش دارند که عبارتند از:

·      از خانواده و دوستان خود دور شده اید.

·   شاید پس از سال ها یا حتی از دوران دبستان تاکنون، این نخستین بار است که ناچار می شوید برای انتخاب دوستان جدید از صفر شروع کنید.

·   دوستان قدیمی خود را از دست داده اید و برایتان دشوار است تا دوستانی جدید جایگزین آنها کنید یا شاید اصلا تمایلی به این کار ندارید.

·   شاید انتظارات بالایی از دانشگاه داشته اید و تصور می کردید در آنجا دوستانی جدید خواهید یافت اما نخستین کسانی که با آنها دیدار کرده اید شما را دلسرد کرده اند.

·      احساس می کنید که میان زندگی اجتماعی شما در دانشگاه و مکان های دیگر گسستگی ایجاد شده است.

·      دچار اضطراب می شوید و نسبت به صرف زمان برای انجام فعالیت های اجتماعی در تعارض هستید.

 ممکن است در شرایط زیر احساس تنهایی کنید:

·      وقتی تنهائید و گزینه دیگری برای انتخاب ندارید

·      وقتی احساس نمی کنید که بخشی از یک گروه یا رویداد هستید

·      وقتی کسی نیست تا احساسات و تجربیات خود را با او شریک شوید

·      وقتی احساس می کنید از محیط اطراف خود جدا شده اید

·      وقتی کسی درک نمی کند که تا چه اندازه تنهائید

تنهایی می تواند این قبیل احساسات را در شما بوجود آورد:

·      حس رانده شدن و زیادی بودن

·      حس نداشتن صلاحیت اجتماعی

·      قبول این امر که حتما مشکلی در شما وجود دارد

·      کمرویی هنگام برخورد با دیگران

·      خشم نسبت  به دیگران و انتقاد از آنها

     این قبیل احساسات به کاهش عزت نفس، حس طرد شدن از سوی دیگران، تمایل نداشتن به برقراری رابطه دوستی و مشارکت در فعالیت های اجتماعی، ناتوانی در بیان احساسات و خواسته ها یا گفتن "نه" به آنچه نمی خواهید انجام دهید و در نهایت احساس استثمار شدن از سوی دیگران، منتهی می شوند.

چگونه با حس تنهایی مقابله کنیم ؟

·   به یاد داشته باشید که تنهایی امری  بسیار رایج است. تقریبا همه افراد گاهی به احساس تنهایی دچار می شوند. حس تنهایی نه تنها ضعف نیست بلکه می توان آن را تغییر داد. این احساس نشان می دهد که نیازهای مهم و ضروری تامین نشده اند. تغییر این شرایط نه تنها یافتن دوستان جدید و گسترش دامنه دوستی ها را شامل می شود بلکه به مفهوم یافتن راههایی برای لذت بردن از اوقات خود در تنهایی و استفاده سازنده تر و لذت بخش تر از این اوقات و لحظه هاست.

·   منتظر نباشید تا دیگران به دیدار شما بیایند یا با شما صحبت کنند. سعی کنید با کسانی که در کلاس درس یا در ساعات استراحت در کنار شما نشسته اند سر صحبت را باز کنید. به کسانی که  در دانشگاه یا محیط کار از کنار شما عبور می کنند سلام کنید یا حتی فقط به آنها لبخند بزنید.

·   سعی کنید خود را در موقعیت های جدیدی قرار دهید که در آن امکان ملاقات شما با افرادی که دارای تمایلات و علایق مشترک و مشابه هستند، فراهم می شود. فعالیت هایی را انتخاب کنید که حقیقتا  به آنها تمایل دارید و از انجام دادن آنها لذت می برید، این فعالیت ها می توانند اجتماعی، ورزشی یا کارهای داوطلبانه باشند. اما به یاد داشته باشید که نباید تمام وقت خود را با کارهای بسیار پر کنید تا  صرفا از تنها بودن بگریزید.

·   خود را از انجام کارهایی که دوست دارید، مانند رفتن به سینما یا پیاده روی، صرفا بدان دلیل که کسی نیست تا شما را همراهی کند، محروم نسازید.

·   سعی کنید تا با تلاش های خود منتقدانه برخورد نکنید. به خود یادآوری کنید که برقراری روابط  صمیمانه در دوستی ها نیازمند زمان است. با این تفکر که برقراری روابط رویایی و خیال پردازانه می تواند از تنهایی شما بکاهد  یا به شما حس اعتماد به نفس و یا جایگاهی اجتماعی ببخشد، دوستی ها را بی ارزش نکنید.

·      دوستی خوب برای دیگران باشید و روابط خود را بر مبنای آن بسازید.

·      به دیگران و علایق آنها اهمیت دهید ( اما به چیزی که علاقه مند نیستید، تظاهر نکنید).

·   برخی افراد به حضور در یک گروه علاقمندند و برخی دیگر موقعیت های انفرادی را ترجیح می دهند.   اولویت ها و شیوه ارتباطی مورد  نظر خود را تعیین کنید. افرادی را بیابید که دیدگاه ها و علایقی  مشابه شما دارند. به یاد داشته باشید که از روی ظاهر افراد تصمیم گیری نکنید.

-    اگر به رغم آنچه گفته شد همچنان احساس تنهایی می کنید به مراکز مشاوره دانشگاه رجوع کنید. این مراکز رویکردهای متعددی پیش روی شما قرار می دهند و به شما کمک می کنند تا با احساسات ناشی از تنهایی مقابله کنید.

ارسالی توسط بسیار خوبم سرکار خانم محمدی کارشناسی ارشد روانشناسی


 
راههایی ىرای شادى‏ آفرینى
ساعت ٢:۱٦ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٧ بهمن ۱۳٩۳   کلمات کلیدی: راههایی ىرای شادى‏ آفرینى

بنابراین، برای شادى‏آفرینى مى‏توان راههایى را پیشنهاد کرد:
1. ایمان: مهم‏ترین عامل مسرّت‏انگیز، ایمان به خداست نداشتن نگرانى و اضطراب و رسیدن به اطمینان قلبى، اساس هر نوع شادى است و این میسّر نیست، مگر با ایمان به قدرت مطلقى که سرچشمه همه نیکیهاست
 2- مبارزه با نگرانیها: اگر انسان بتواند نگرانیها و اندوهها را از خود دور کند، شاد است. کسانى که دچار دلهره و نگرانى باشند، از هیچ یک از امکانات زندگى، لذّتى نمى‏برند.
3- تبسم و خنده: وقتى که ما مى‏خندیم، همه چیز به نفع جسم و روح ما پیش مى‏رود. حتى وقتى که انسان غمگین است، بهترین کار، این است که در برخورد با دیگران، خود را شاد نشان دهد و تبسّم نماید.
4- شوخى: طبعیت انسان، شوخى را مى‏پسندد و با آن شاد مى‏شود؛
5- بوى خوش، نشاط مى‏آورد. در روابط انسانها با یکدیگر نیز بوى خوش، عامل فرح‏انگیز مهمّى است و متقابلاً بوى بد، ناامید کننده و باعث افسردگى است.
6- لباس‌هاى روشن و تنوّع رنگ‌ها در محیط زندگى: رنگ روشن، شادى‏آفرین است
7- آراستگى ظاهرى انسان، عامل مهمّى در محبوبیت وى و جذب افراد به کردارهاى پسندیده است که خود در ایجاد شادی نقش دارد.
8- تحرّک جسمى و فکرى روزانه
9- مثبت نگریستن: ایجاد نگرش مثبت در خود ، یکى از رازهاى شاد زیستن است. روانشناسان معتقدند که خوشبینى - که یک ویژگى شخصیتى به حساب مى‏آید که- مى‏تواند شادى را افزایش دهد.
10- داشتن الگوهاى خوب و متعالى: به نظر مى‏رسد که مطالعه گفته‏هاى پیشوایان و الگوگیرى از زندگى آنان و دیگر انسانهاى خوش‏بخت و موفق،  شادابى را افزایش می دهد.
11- رویکرد به ادبیات و هنر:  علاوه بر تسکین دهنده بودن، به شکوفایى استعدادهاى انسان و نیز افزایش مقبولیت وى نیز کمک مى‏کنند. به هر حال، نقش شعر خوب، موسیقى خوب، فیلم خوب و... در شادى بخشى، غیرقابل انکار است.
12-  حضور در جمع افراد شاد: موقعیتهایى را براى شاد بودن، فراهم می آورد.
13- تغذیه مناسب: پژوهشها نشان داده‏اند که صبحانه مناسب و حاوى مختصرى موادّ قندى، سهم بسزایى در شادى روزانه دارد. همچنین برخى پروتئینهاى موجود در گوشت و سبوس غلّات و همچنین گروه ویتامینهاى «ب»، نقش مؤثرى در شادى‏بخشى و پیشگیرى از افسردگى دارند (درست به عکس غذاهاى حاوى کافئین، مثل چاى و قهوه). نقش سبزیجات و میوه‏ها (بویژه سیب و پرتقال و زیتون) و شیر تازه در افزایش نشاط، غیرقابل انکار است.
14-خواب کافى: مهم نیست که چه‏قدر مى‏خوابیم. مهم، این است که از بیدارى‏مان خوب استفاده کنیم. پس لازم است که خوابمان منظّم باشد و زیاد نخوابیم (که تنبلى و بى‏مسئولیتى مى‏آورد) و کم نخوابیم (که موجب اختلال در فعالیتهاى بیدارى مى‏شود).



ارسالی توسط بسیار خوبم سرکار خانم محمدی کارشناسی ارشد روانشناسی


 
روانشناسی خنده
ساعت ٢:٠٧ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٧ بهمن ۱۳٩۳   کلمات کلیدی: روانشناسی خنده ،خنده زورکی

روانشناسی خنده

شاید بارها این جمله را شنیده‌ایم که خنده بر هر درد بی درمان دواست و بارها این تجربه را حس کردیم که بعد از یک خنده طولانی تا ساعت‌ها و حتی تا روزها حال خوبی داشته‌ایم. در حقیقت، خنده، نوعی درمان است که ما را تشویق می‌کند از پدیده طبیعی فیزیولوژیکی خنده استفاده کنیم تا احساس‌های دردناک عصبانیت، ترس، کسالت و ... در ما کاهش یابند. اما گاهی پیش می‌آید در موقعیتی قرار می‌گیریم که مجبوریم به اجبار لبخند بزنیم یا حتی بلند بخندیم و حتما برای برخی از ما پیش آمده است از فرط عصبانیت زیاد خنده‌مان گرفته که به آن خنده عصبی می‌گویند. انواع خندیدن داریم اما آیا وقتی به اصطلاح به زور و تصنعی می‌خندیم دیگران متوجه می‌شوند؟ آیا می‌توان با خنده دروغین دیگران را فریب داد و آیا خنده دروغین

به همان اندازه بر روحیه انسان‌ها تاثیرگذار است؟ اینها سوالاتی است که ممکن است ذهن ما را مشغول کند،ما پاسخ این سوالات را گردآوری کردیم و با مشورت با پوریا پاکرو روانشناس و مشاور به این نتایج جالب رسیدیم و گپ و گفتی داشتیم با امید زندگانی بازیگر سینما و تلویزیون در مورد همین موضوع که خواندنش خالی از لطف نیست.

امید زندگانی بر عکس ظاهر آرام و متینش اتفاقا کاملا خوش خنده بود و در صحبت‌های خود در مورد سوژه این شماره ما که انواع خندیدن بود گفت: اتفاقا تز من در دانشگاه در مورد نقش حرکت در شخصیت‌ها بود که از نقاشی روی غارها شروع می‌شد و تا همین موضاعات خنده ادامه داشت و صحبت در مورد اینکه آیا شناخت و تحلیل یک شخصیت کافی است یا باید روانشناسی حرکت‌های آن شخص را هم دانست

خندیدن اصلا غیر جدی بودن نیست

خندیدن اصلا غیر جدی بودن نیست، هر حرکتی که در زندگی جزیی از رفتار و زبان ارتباطی آدم‌ها باشد جدی است، یعنی اگر نتوانیم از یکی از این ابزار استفاده کنیم نمی‌توانیم ارتباط کاملی برقرار کنیم و نمی‌توانیم اصل مطلب را انتقال داد، متاسفانه زندگی‌های امروزی زندگی کاملا فردی شده است و در دنیای مجازی قرار گرفته ست، حتی در این دنیا برای خنده‌ها هم آیکون‌هایی تعریف شده است به شکل یک صورت گرد که نه بینی دارد نه گوش، نه چاق است نه لاغرو نه یک صورت کامل که فقط با تغییر یک خط به عنوان لب احساس‌ها را انتقال می‌دهد و حتی افراد جدی هم در مقابل شنیدن یک جک ممکن است همین آیکون را بفرستند و یک فرد خوش خنده و شوخ طبع هم همان آیکون را می‌فرستد. خندیدن تصویری از احساس است.
یک لبخند یک عمر خاطره می‌سازد

خیلی وقت‌ها تظاهر به لبخند و خوشحالی را من هم انجام می‌دهم، ما بازیگر ها به نسبت کارمان گاهی محیط کار و لوکیشین‌مان می‌شود کل محیط زندگیمان و شهری که درآن زندگی می‌کنیم، و وقتی مردم را می‌بینی مجبوری به خاطر اینکه او می‌خواهد از تو احساس مثبت دریافت کند لبخند بزنی. حالا ممکن است تو در شرایط بدی مثل مشکلاتی در زندگی باشی یا حتی بیمار باشی یا حال خوبی نداشته باشی اما به هر حال باید لبخند بزنی زیرا آن شخص فقط دو یا سه دقیقه با تو در ارتباط خواهد بود و آن دو، سه دقیقه می‌تواند کل سرنوشت خاطره تو رادر ذهن آن شخص رقم بزند .

خوش به حال الکی خوش‌ها

افرادی هستند که بی‌دلیل و زیاد می‌خندند و ما آنها را به الکی خوش بودن متهم می‌کنیم، باید بگویم که خدا را باید شکر کرد که آنها خوش هستند. هر چند جا و شرایطی که در آن هستیم خیلی مهم است  و اینکه کجا بخندیم. به نظرمن از خنده یک انسان می‌شود به شخصیتش پی برد همانطور که می‌توان از طرز گریه کردن یک شخص پی به رفتارهای او برد. به عنوان مثال شخصی که با صدای خیلی بلند می‌خندد درست است که شادی خودش را انتقال می‌دهد اما در عین حال خودخواهی خود را نیز نشان می‌دهد. شاید در اتاقی دیگر مریضی وجود داشته باشد و شاید در آن جمع شخص یا اشخاص غمگینی وجود داشته باشد. بعضی اوقات در یک جمع ممکن است همه به یک موضوع خاطره‌انگیز و واقعا خنده‌دار بخندند اما یک نفر در آن جمع تنها به لبخندی اکتفا می‌کند، ما متوجه می‌شویم بار غم این شخص خیلی بیشتر از شدت آن هیجان و شادی است.
اخموها جذاب‌تر نیستند

من به شدت با مدهای رفتاری مخالفم، متاسفانه غیر از پوشاک به تازگی رفتارهایی هم مد شده است. یک زمانی در سینمای ما چهره ایرانی گم شد یعنی ما دیگر کمتر بازیگران چشم و ابرو مشکی دیدیم و چشم رنگی ها سینما را احاطه کردند و همین اتفاق در رفتار ها نیز افتاد و به مرور قیافه گرفتن مد شد . ما فکر می‌کنیم هر چه بیشتر قیافه بگیریم با شخصیت‌تر هستیم، در صورتی که خندیدن با اخم و قیافه لحظه‌ای است و اگر آن شخص یک صحبت کوچک بکند آن موقع است که باید تصمیم بگیریم که اصلا شخصیتی وجود دارد که در مورد آن صحبت کنیم . این ژست ها فقط به درد عکس گرفتن می‌خورد نه زندگی.

لبخند مودبانه  و لبخند حقیقی

لبخند مؤدبانه، به‌طور معمول، هنگام احوالپرسی سریع یا تصدیق مؤدبانه چیزی به‌کار می‌رود. هیچ حرکت قابل تشخیصی در چهره دیده نمی‌شود و فقط گوشه‌های لب به سمت بالا حرکت می‌کنند؛ نوعی ادای احترام و نشان دادن محبت در دیدار اولیه با یک شخص که می‌خواهیم حسن نیت خودمان را به اثبات برسانیم .

لبخند حقیقی هنگامی دیده می‌شود که تغییرهایی در رفتار ایجاد شود که نشان‌دهنده خوشایند بودن یا لذت بردن از چیزی باشد. به همین دلیل، حقیقی نامیده می‌شود؛ زیرا از شادی واقعی به‌وجود می‌آید. وقتی از موضوعی رضایتمان حاصل می‌شود و خشنود می‌شویم لبخند حقیقی می‌زنیم .

نشانه‌پیروزی

یکی دیگر از موقعیت‌هایی که آدم بی‌اختیار می‌خندد، موقعیت برتری و پیروزی است. برای مثال وقتی یک تیم ورزشی بازی را می‌برد، در چهره بازیکنان این خنده را می‌بینید. این خنده هم از آن خنده‌هایی است که لبخند را به لب بقیه هم می‌آورد، البته به این شرط که در تیم بازنده نباشند! در این نوع خنده معمولا افراد به بالا می‌پرند و دست‌های خود را بالا می‌برند یا می‌دوند و همچنان لبخند پیروزی می‌زنند.

برای مسخره کردن

متاسفانه مسخره کردن هم از دلایل خندیدن نوع بشر به شمار می‌رود. مسخره کردن ظاهرا برای تحقیر دیگری است اما در واقع در پاسخ به تمایلات سرکوب شده افراد اتفاق می‌افتد. برای همین هم خنده‌های ناشی از مسخره کردن عصبی و کشدار است و اصلا دلچسب نیست .از قدیم گفته‌اند «با هم بخندیم به هم نخندیم» اما معمولابرخی از افراد این حرکت ناپسند را خیلی دوست دارند و یکی از سرگرمی‌هایشان تمسخر کردن دیگران و خندیدن به آنهاست. این نوع خنده اصلا زیبا نیست .

لبخند هیجان‌زده و لبخند از سر تعجب و شگفتی

لبخند هیجان‌زده شامل دو حس است: هیجان و شادی. ما در این حالت، لبخند حقیقی را همراه با علامت‌هایی مانند بالا بردن ابروها و ایجاد خطوط افقی در روی پیشانی مشاهده می‌کنیم. وقتی از موضوعی هیجان زده و خوشحال می‌شویم معمولا می‌خندیم البته به همراه حرکات فیزیکی مانند پریدن، بالا بردن دست‌ها یا حتی تکان دادن سر .

شده کسی شما را سور‌پرایز کند و به خودتان بیایید، ببینید دارید می‌خندید؟! این خنده ناشی از تعجب است و از آن خنده‌هایی است که بقیه را هم به لبخند وا می‌دارد، البته وقتی واقعی باشد اصلاً از همان مواردی است که آدم را لو می‌دهد که برای مثال از هدیه خوشش آمده یا نه، چون نمی‌توان مصنوعی‌اش را در صورت ایجاد کرد.این حالت در لحظه به وجود می‌آید به همین دلیل نمی‌توان حالتی دروغین را برایش در نظر گرفت، ما در لحظه خوشحال یا غمگین می‌شویم. این لحظه آنقدر کوتاه است که نمی توان تصمیم گرفت که الان بخندم یا نه؟ تا قبل از تصمیم گرفتن ما مغز عکس‌العمل خود را نشان می‌دهد.

خنـده همراه با اخم

برخی از افراد وقتی می‌خندند اخم هم می‌کنند که معمولا دربعضی از افراد چهره جذاب تری به آنها می‌دهد، این نوع خنده بیشتر در میان سوپر استارها دیده می‌شود، آنها تلاش می‌کنند متفاوت باشند؛ حتی در نوع خندیدن.

خنده با دهان کج شده

وقتی دهان کسی موقع خندیدن کمی کج می‌شود، بیشتر نشان می‌دهد که شیطینتی در آن است. شاید مثلا قصد سربه‌سر گذاشتن دارد. در این حالت کمی گوشه لب روبه پایین است و چشمان فرد هم به شخص مورد نظر زل زده است. این حالت نشان دهنده شخصیت سرزنده و شیطنت وار کسی است که معمولا در این حالت خنده در حال فکر کردن است.

خنده با فک افتاده

این نوع خنده هم از نوع غیر واقعی خنده است. در واقع ما وقتی می‌خندیم. کمی فکمان پایین‌تر می‌آید اما اگر خنده مصنوعی باشد، فک کمتر پایین می‌آید و نشان می‌دهد که فرد احتمالا برای داشتن این لبخند تمرین کرده و الان خنده‌اش طبیعی و ناشی از احساسش نیست.

خنده زورکی

خنده زورکی عصبی است و بیشتر پیام استرس را منتقل می‌کند. گاهی هم برای عوض کردن حال و هوای حاکم و گاهی هم برای همراهی با جمع است؛ یعنی فرد دلش می‌خواهد با این گروه همراه باشد. در بعضی مواقع فرد شرایطی که در آن است را دوست ندارد اما بنا به دلایلی نمی تواندجمع را ترک کند و مجبور به تحمل شرایط است که در این‌صورت گاهی مجبور به لبخند‌های زورکی می‌شود .

 ارسالی توسط بسیار خوبم سرکار خانم محمدی کارشناسی ارشد روانشناسی


 
جملاتی که نباید به مردان گفت
ساعت ٥:۳۱ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٤ شهریور ۱۳٩۳   کلمات کلیدی: مردان ،خطرناک ،زنان ،زیبایی

 گاهی وقت‌ها، خانم با بکار بردن یک جمله ناخواسته تمام اعصاب و روان آقای خانه را بر هم می‌زند. صبح قبل از بیرون رفتن از منزل، اگر همسرتان بگوید پولم تمام شده یا نوشتن چک فراموشت نشود، چقدر آرامش شما برهم می‌خورد؟! اگر خانم‌ها بدانند چه کلامی را در چه زمانی و به چه شکلی بیان کنند، به‌طور حتم از حرف‌هایی که آقایان را از کوره به درمی‌برد، جلوگیری خواهند کرد. مگر آن‌که هدف بانویی، به هم ریختگی روحی و شخصیتی آقای خانه باشد! در هر صورت خانم‌ها باتوجه به محتوای این مطلب باید تلاش کنند از تکرار این حرف‌ها و موقعیت‌های تنش‌آفرین پرهیز کنند.

1. پولم تمام شده
اگر نمی‌توانید هزینه ماهانه خانواده و خرجی روزانه‌تان را محاسبه کنید، ریاضی خود شما اشکال دارد! برای دریافت هزینه منزل به زمان و نحوه دریافت وجه نقد مورد نظرتان توجه کنید.

زمان رفتن و خارج شدن از خانه برای مطرح کردن پول، زمان درستی نیست، شدید‌ترین درگیری‌های خانوادگی می‌تواند به دلیل درخواست مستمر و بی‌موقع پول باشد. ماهی یک‌بار کل هزینه‌های جاری را محاسبه و زمان دریافت خرجی خانه را مشخص کنید. اشتباه نکنید! اگر شما هم شاغل بودید خودتان به‌طورحتم مدیریت مالی را قبول داشتید.

موضوع دیوانه‌کننده برای همسرتان، بی‌موقع مطرح کردن دریافت پول و پی‌درپی بودن آن است. فراموش نشود اشکال شما در نداشتن یک منبع درآمد یا سرمایه‌گذاری و نیز شاغل نبودن‌تان نیست، بلکه مشکل در نبودن یک رویه مشخص جهت مدیریت مالی خانه و شیوه دریافت و هزینه اقتصادی بوده و مثلا برخی از ما فراموش می‌کنیم پاساژگردی یا خرید، تفریح نیست.

2. شوهر دوستم این کارو انجام نمی‌دهد؟
هیچ چیزی ناپسندتر از یک مقایسه نابجا نیست. حال چه با شوهر یکی از دوستان فعلی‌تان باشد و چه با خواستگار یا نامزد قبلی‌تان! چون شما هیچ وقت نمی‌توانید از مقابله‌به‌مثل همسرتان جلو‌گیری کنید، مقایسه بی‌دلیل و غیرعقلانی جز خراب کردن روان همسرتان نتیجه‌ای در برندارد.

پس لطفا توجه داشته باشید مقایسه همسرتان با هر مرد دیگری حتی پدر و برادرتان اثری جز تخریب شخصیت او ندارد! دوست شما، شرایط زندگی و خلق و خوی همسرش کاملا با شرایط واقعی زندگی شما متفاوت است. ضمن درک تفاوت‌ها سعی نکنید با سر کوفت زدن، کار خود را پیش ببرید چرا که این کار فرجام خوشی نخواهد داشت.

3. کی می‌خوای کارتو عوض کنی؟
هر مردی از کارش لذت می‌برد یا حداقل برخی از آقایان کارشان را دوست دارند. مثلا بعد از ۲۰سال کار حالا اگر خانواده او انتظار تغییر شغل را از ایشان داشته باشد، پس چه بر سر سلایق و علایقش خواهد آمده؟ شاید اگر هزینه نکند، متضرر نشده و شرایط مالی بهتری را سپری کند.

اما خانم‌ها معمولا به این نکته توجه نمی‌کنند که همسران‌شان به کار و شغل خویش دل می‌بندند و شخصیت و عزت‌نفس خود را در جایگاه اجتماعی و کار خویش جست‌وجوی می‌کنند. پس اگر هر روز درباره کار آقای خانه پشت‌سر هم غر بزنید نتیجه‌ای جز به‌هم ریختن روان همسرتان نخواهید داشت.

4. تو هم عین بابات یا خانواده‌ات هستی
اگر همسرتان نامرتب است یا مناسبت‌های مهم زندگی‌تان را فراموش می‌کند این مورد را با خود او حل کنید و از کشاندن پای پدر، مادر، خواهر یا برادر و بقیه افراد خانواده‌اش به این مشکل اجتناب کنید. وقتی چنین جمله‌ای را به کار می‌برید به همسرتان مستقیما این پیغام را می‌دهید که قصد تحقیر او را دارید.

بدیهی است که به کار بردن جملاتی از این دست به نقاط ضعفی که در خانواده همسرتان مشاهده کرده‌اید، اشاره می‌کند. اگر انصاف داشته باشید، با مقایسه خانواده خودتان با خانواده‌های برتر، متوجه خواهید شد که فامیل و اقوام شما نیز در بعضی از مباحث دارای مشکلاتی هستند.

5. خودم می‌توانم، کمک لازم ندارم
شاید باور نکنید اما این جمله برای اکثر مردان آثار مخربی دارد. همسر شما مانند هر انسان دیگری از این‌که وجود موثر و مفید داشته باشد به خودش افتخار می‌کند. گاه دلیل شما برای بیان این جمله این است که همسرتان کاری که قصد انجامش را دارد به خوبی انجام نمی‌دهد؛ مشاوران معتقدند حتی اگر عملکرد شوهرتان در انجام کاری با شما متفاوت است آن را به شکلی زننده مطرح نکنید. بعد‌ها از این‌که نقش حمایتی همسرتان را از او گرفته‌اید پشیمان خواهید شد، چرا که با این حرف او را دیوانه خواهید کرد.

6. مادرم گفت که این کار را انجام می‌دهی
وقتی این جمله را می‌گویید بی‌شک یک صحنه برای شوهرتان بازسازی می‌شود؛ این‌که شما در مقابل دیگران، زندگی شخصی‌تان و مشکلات آن را بر ملا کرده‌اید. بدیهی است از آن پس هر چه از دیگران بشنود را به شما نسبت خواهد داد و بعد‌ها به صفت ناخوشایند دهن‌بین هم ملقب خواهید شد. به جای همه اینها، حتی اگر از یکی از اطرافیان‌تان به شما هشدار داده شده که همسرتان رفتارهای به‌طور مثال کنترل‌کننده دارد، به جای بیان آن از قول سوم شخص این مساله را از طرف خودتان مطرح کنید.

7. مردباش
هیچ چیز به اندازه زیر سوال بردن مردانگی آقایان دردآور نیست. در این دوره و عصر هزاره سوم هیچ شیوه منطقی و ریاضی جهت سنجش اخلاق، دیانت و مردانگی همه اطرافیان‌مان و ازجمله همسر شما وجود ندارد. شاید شما ندانید اما همسر شما به اندازه کافی از به ظاهر رفیقان خویش نامردی و نارفیقی دیده است، پس اگر شما هم به کنایه یا نیش زبان یا حتی بدون هر قصد و غرضی این جمله را به او بگویید.

 

8. همیشه این کارو می‌کنی
"آن از وضع غذا خوردنت، این هم از کارهای خانه انجام دادنت و..." با این کار همسرتان را گیج می‌کنید که دقیقا کدام کارش شما را آزار داده است. یاد بگیرید دقیقا روی مشکلی که شما را ناراحت کرده تمرکز کنید. اگر از این‌که شوهرتان جوراب‌های کثیفش را در راهرو انداخته است دلخورید به او نگویید تو همیشه همین جوری هستی.

صریح باشید و از کلی‌گویی پرهیز کنید. این راه بهتری برای رسیدن به یک زندگی سالم و موفق است. برای تغییر یک رفتار به‌خصوص مثلا دیر به منزل آمدن، بی‌توجهی به تکالیف و امور مدرسه بچه‌ها و برنامه‌ریزی جهت تعطیلات آخر هفته سعی کنید، مورد به مورد و مرحله به مرحله با جزیی‌نگری پیش بروید تا حرف‌های کلی شما روان همسرتان را به‌هم نریزد.

9. از دستت خسته شدم
"دیگر از دست تو و فرزندانت عاصی شده‌ام. ‌ای‌کاش به تو و خانواده‌ات بله نمی‌گفتم. از دست کارهای تکراری و روزمرگی زندگی‌ام به ستوه آمده‌ام. این، آن زندگی‌ای که من می‌خواستم نبود." این جمله‌ها فقط تیرگی روابط و سردی فضای بین شما را بیشتر خواهد کرد.

البته اگر می‌خواهید زندگی مشترک‌تان را به سکته عاطفی برسانید اشکالی ندارد اما برای سازندگی و اصلاح چنین گفتمانی فایده ندارد. برای تغییر شرایط زندگی لازم است ابتدا شرایط پذیرش حرف‌های خود را در همسرتان به وجود آورید نه این‌که با این‌طور حرف زدن او را تا مرز جنون پیش ببرید.

10. به چی فکر می‌کنی؟
خانم‌ها خیلی کنجکاو هستند آنها باید از تمام افکار و احساسات، علایق، عقاید، گمان‌ها و اشارات شما سر در بیاورند. از سوی دیگر آقایان اصلا دوست ندارند که در مورد همه چیز کاوش کنند و بحث راه بیندازند. سکوت، آنها را بیشتر راضی نگه می‌دارد.

پس زمانی که همسرتان در حال مطالعه، نوشتن، دیدن، شنیدن موسیقی یا هر کار دیگری است با طرح یک پرسش بی‌ربط، رشته افکارش را از هم پاره نکنید، چرا؟ چون این کار شما او را مرز جنون برده و شما نیز به پاسخ و خواسته خود نخواهید رسید.

ناراحت کردن و از کوره به در بردن آقای خانه شما، به هر دلیل نتیجه دلخواه‌تان را در پی نخواهد داشت. برای او و زمان استراحش احترام قایل شوید. اجازه دهید فقط به اندازه نیم ساعت اول ورودش به منزل را با آرامش سپری کند. این یک روش کاملا کلاسیک زنانه است تا ما مردان را وادار به اعتراف کنند که در آن لحظه خاص به آنها فکر نمی کردیم. این سوال دقیقا در زمانی که از کنار هم بودن لذت میبریم و درست لحظه ای که اصلا انتظارش را نداریم مطرح می شود.

این اتفاق آنقدر سریع می افتد که هیج زمانی برای فکر کردن نداریم و قبل از آنکه متوجه شویم متهم به فکر کردن به نامزد قبلیمان می شویم! این سوال روشی بسیار ظریف است تا به ما این پیام را برساند که ما حق داشتن افکار خصوصی را نداریم.

به موارد بالا می توان اینها را هم اضافه کرد:

سالگرد گرفتن برای هر چیز کوچکی
چرا خانم ها هر اتفاق کوچکی در زندگی را به بهانه ای برای گرفتن هدیه تبدیل می کنند. ما آقایان بعد از یک روز کاری عادی و کاملا خسته با تصور فقط یک شام ساده به منزل می آییم. اما صحنه ای را که با آن مواجه می شویم ما را شوکه میکند. چه کار غلطی انجام داده ایم؟ آیا تولدش است؟ آیا تولد خودم است؟ نخیر، امروز سالگرد روزی است که برای اولین بار به یکدیگر نگاه کردیم. خانم های عزیز لطفا دست بردارید. ما همینکه توانستیم روزهای قرارمان را به یاد داشته باشیم کلی هنر کرده ایم.

گفتن جمله "خوبم" وقتی که ناراحت هستید.
همسرم در حالیکه من در حال تماشای فوتبال بودم جلوی تلویزیون ایستاده بود و به همین دلیل کمی بحثمان شد. از آن پس هرگونه مشکلی را که فکرش را بکنید به یادش آمده است. پرسیدم: خوبی؟ اما او همان جمله منفعل-تهاجمی که معمولا با یک سکوت همراه می شود را گفت: خوبم! اگر از چیزی ناراحت هستید آن را مستقیم بیان کنید تا ما هم بتوانیم آن را حل کنیم. البته راه بهتری هم وجود دارد: لطفا مشکلات را یکی یکی بازگو نکرده و بگذارید ما فوتبالمان را تماشا کنیم!

بیش از حد بیمار بودن شما
در مراسم ختم، مراسم عروسی، به خاطر فیلم های شاد و غمگین گریه می کنید. ما مردها نمی دانیم در زمانیکه شما تمام پیراهن زیبا و اطو شده ما را با اشکهای خود خیس می کنید، چه کاری می توانیم انجام دهیم. اصلا این همه اشک را از کجا می آورید؟ به عقیده ما مردها، خانم ها می توانند در سال یک روز مخصوص گریه کردن داشته باشند. آنها میتوانند در این روز دور هم جمع شده و تمام ۲۴ ساعت را گریه کنند تا برای ۳۶۴ روز باقیمانده نرمال رفتار کنند.

مداوم صحبت کردن
ما مردها شنیده ایم که خانمها روزانه حدود ۲۰٫۰۰۰ کلمه صحبت می کنند. خوب برای ما قابل درک است که این وظیفه روزانه باید حتما انجام شود. اما چرا همیشه در بدترین زمان ممکن این کار را میکنید؟ مثلا همسر من، درتمام طول آن مهمانی خانوادگی که واقعا باید صحبت می کرد و آن سکوت اذیت کننده را می شکست ساکت بود و درست زمانیکه من و دوستانم در میانه یک بازی بسیار هیجان انگیز بودیم شروع به تعریف کردن از نحوه نشستن گربه همسایه کنار بوته گل رز کرد!

عذاب آورترین قسمت ماجرا اینجا بود که او داشت به طور مفصل راجع به صاحب گربه که در سوپرمارکت سر خیابان مشغول به کار بود صحبت می کرد. خانم های عزیز، لطفا زمان مناسب برای صحبت کردن را تشخیص دهید و لطفا فقط اصل کلام را بیان کنید.


 
مقدمه ای بر آسیب شناسی روابط خانوادگی در ایران
ساعت ۱۱:٠٠ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱٠ فروردین ۱۳٩۳   کلمات کلیدی:

مقدمه ای بر آسیب شناسی روابط خانوادگی در ایران

اجتماعات انسانی در طول تاریخ، تحولات و دگرگونی های بسیاری را به خود دیده اند. نهادها و اجزای تشکیل دهنده اجتماعات نیز در این میان متحول شده و تحولات آنها با دگرگونی های ساختارهای کلان جوامع ملازم بوده است. خانواده یکی از کهن ترین و در عین حال مهم ترین نهادهایی است که انسان اجتماعی به وجود آورده و در سایه آن زیسته است. بدون خانواده و مناسبات و روال های ناشی از آن، شکل گیری تمدن امکان پذیر نمی بود. همین نهاد عمده اجتماعی نیز پا به پای تحولات پدید آمده در اجتماعات انسانی، متحول گردیده است. به عنوان نمونه خانواده سنتی در دوران ماقبل مدرن یک واحد اقتصادی محسوب می شد؛ هم از این رو بود که تعدد فرزندان توجیه پذیر و حتی مطلوب می نمود.

کودکان علت وجودی ازدواج محسوب می شدند. در روزگار ما فرزندسالاری به ویژگی عمده خانواده ها (علی الخصوص در جوامع توسعه یافته) بدل گردیده و کودکان نه تنها به لحاظ اقتصادی مزیت محسوب نمی شوند، بلکه هزینه ای اقتصادی نیز به شمار می آیند.

باری به همراه تحول شکل خانواده، کارکردهای آن نیز تغییر می کند. انتظاراتی که افراد از ازدواج دارند رفته رفته دگرگون شده و انگیزه ها و چشمداشت های جدیدی کنشگران را به سوی تأهل می کشاند یا حتی از آن باز می دارد. نکته قابل تأمل این که مسائل و مشکلات مبتلا به نهاد خانواده در غرب الزاماً مشابه با نواحی دیگر جهان نیست. به عنوان نمونه چه بسا که آمار بالای طلاق در آمریکا بحران زا تلقی نگردد و آمار بسیار پایین تر طلاق در ایران نیز ضرورتاً حکایت از فقدان بحران ننماید. سخن این است که جلوه های بحران را در هر جامعه ای باید با توجه به مقتضیات فرهنگی، سیاسی، اجتماعی و اقتصادی مختص همان جامعه به تحلیل نشست.

مقوله مهر و محبت، بحثی است که در پیوند وثیق با نهاد خانواده قرار دارد. مهر و محبت را می توان موتور محرک روان آدمی تلقی کرد؛ به طوری که نیاز به دوست داشتن و مورد دوست داشتن واقع شدن، لازمه طبیعت موجود انسانی به شمار آمده است.

به رغم این که انسان ها در طول تاریخ شناخته شده بشر به نوعی با پدیده انس و محبت آشنا گشته و آن را ابداع کرده اند، به نظر می رسد که مفهوم جدید  عشق با گستردگی شگرفی که یافته، در دوران مدرن متولد می شود. این روند را می توان در رمان های خلق شده در دوره مزبور ردیابی کرد. اگر در دوره ماقبل مدرن سبک زندگی و شکل بندی اقتصادی- اجتماعی مجال چندانی برای ظهور روابط عاشقانه به دست نمی داده، در دوره مدرن این زمینه رفته رفته مساعد گردیده و عشق به بخش لاینفکی از فرهنگ نوین بشری تبدیل شده است. تعاملات عشقی به جای این که چون روزگاران پیشین بیشتر سر از افسانه ها و اسطوره ها درآورند، به تجربه های ممکنی بدل شدند که جا به جا ظهور کرده و حتی خانواده و ازدواج موفق، مشروط و منوط به وجود عشقی و مهری دانسته شدند.

در جامعه ما داستان قدری متفاوت به نظر می آید. برآیند عوامل و شرایط حاکم در این دیار منتهی به این گردید که تشکیل خانواده عمدتاً بر پایه عشق استوار نگردد. به هر روی هنوز هم شماری از عوامل دست اندرکارند تا عشق ورزی در محیط خانواده همچنان دشوار باشد. هرچند که پرده برگرفتن از عوامل مزبور به مطالعات و پژوهش های وسیع و دامنه داری نیاز دارد. در این مجال مختصر نگاهی اجمالی و مبتنی بر گمانه زنی بر علل موجده وضعیت کنونی خواهیم داشت.

شیوه های سنتی انتخاب همسر که هنوز هم تا حدودی مرسوم است به رغم این که به یک زندگی سالم ختم می تواند شد، لیکن الزاماً ربطی به عشق ندارد. منفعل بودن زنان در این گونه انتخاب ها، واسطه ای و غیر شخصی بودن نوع آشنایی نیز در این زمینه می تواند دخیل باشد، هرچند که منافاتی ضروری با عشق ورزیدن ندارد. عضویت افراد در حلقه های اجتماعی محدود و فقدان محیط های متعدد برای آشنا شدن دو جنس با همدیگر که به ویژه در مناطق کمتر رشد یافته و بسته تر مشاهده می گردد، در تثبیت و حفظ شیوه های سنتی تر ازدواج و انتخاب همسر نقش به سزایی دارند.

قطع نظر از نحوه آشنایی زوجین، ساختار خانواده در ایران بسیار تأمل برانگیز است. به نظر می رسد که نابرابر بودن توزیع قدرت و اقتدار در خانواده یکی از موانع عمده ای است که ظهور و بروز روابط توأم با عشق و مهرورزی را بسیار دشوار می سازد. البته نمی توان بدون لحاظ کردن متغیرهای دیگر در این زمینه حکم صادر کرد. به عنوان نمونه به همراه افزایش تحصیلات زنان و نیز شاغل شدن ایشان، احتمالاً نارضایتی آنان از شیوه های رایج تقسیم کار و قدرت در خانواده فزونی خواهد گرفت. شیوه عقلانی اداره خانواده می تواند میان کسانی که پیوندی را بدون زمینه ای عشقی آغاز کرده اند مهر و محبت ایجاد کند؛ در حالی که روال های ناعقلانی و غیرقابل دفاع حتی میان عشاق آتشین، سردی و بی مهری ممکن است پدید آورد. به هر روی برای حرکت به سوی الگوی دموکراتیک از خانواده هم تمهیدات قانونی لازم است و هم به مجاهدت های فرهنگی حاجت است.

عشق معجونی نیست که چون درآید تمام موانع و مشکلات ناگهان ذوب شوند، بلکه برای جاری شدن عشق نخست باید گره ها و انسدادها را گشود.

منابع:

- مقدمه ای بر جامعه شناسی خانواده- تألیف باقر ساروخانی


 
ویژه/ احمدی نژاد از نهاوند درانتخابات میان دوره ای مجلس کاندید می شود؟/ آیا صلاح
ساعت ٩:٠٦ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱٠ فروردین ۱۳٩۳   کلمات کلیدی:

ویژه/ احمدی نژاد از نهاوند درانتخابات میان دوره ای مجلس کاندید می شود؟/ آیا صلاحیت رییس جمهور سابق تایید می شود؟

به گزارش ویژه صلح نیوز-بر اساس شنیده های خبرنگار صلح نیوز از محافل و یاران نزدیک به احمدی نژاد گفته می شود وی قصد دارد از شهر نهاوند به عنوان کاندیدا در انتخابات میان دوره ای مجلس شورای اسلامی شرکت کند.

 

در همین رابطه نیز سایت دانا نوشته است: نهاوند و حوزه انتخابیه تفت و میبد در استان یزد و با برگزاری انتخابات در ۳۰ آبان ماه سال جاری( بنا بر اعلام کمیسیون شوراهای مجلس) این دوشهر نیز دارای نماینده خواهند شد.

 

 

عده ای نیز بر این باورند که احمدی نژاد با دعوت بزرگان و شخصیت های نهاوندی در مرکز،  قصد دارد ورود به مجلس را از کانال نهاوند شروع نماید و با حضور در انتخابات میان دوره ای و رقابت با سایر افراد بتواند مدیریت قوه مقننه را از آن خود کند .

 

خبرنگار صلح نیوز در همین رابطه با یکی از نمایندگان مجلس شورای اسلامی صحبت کرده است وی در مورد وضعیت صلاحیت حضور احمدی نژاد به ما گفته است که با توجه به عملکرد نامتعارف احمدی نژاد در دو سال آخر ریاست جمهوری خود تایید صلاحیت وی از سوی شورای نگهبان در هاله ای از ابهام قرار دارد.

 

به نظر می رسد احمدی نژاد برای حضور در مجلس با یک مشکل بزرگ روبرو باشد و آن احراز صلاحیت از سوی شورای نگهبان است ؛ صلاحیتی که در دو سال آخر ریاست جمهوری وی تا حد زیادی مغشوش  و مخدوش شده است.


 
دلیل تنوع پذیری مردان و زنان در روابط جنسی
ساعت ٩:۳۳ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٤ مهر ۱۳٩٢   کلمات کلیدی: دلیل تنوع پذیری مردان و زنان در روابط جنسی

تنوع پذیری در جنس مونث
هر زمان که در مورد دختران و یا زنان و در کل جنس مونث موضوعی مطرح می شود مسلما نمی توان موارد استثنا را نادیده گرفت اما در اکثر مواقع طبق آمارهای بدست آمده اکثر دختران در سنین ۱۹ تا ۲۳ سال دارای حس تنوع پذیری بالایی هستند و علت این تنوع پذیری هم عدم شناخت خود و اهداف خود میباشد یعنی دقیقا نمی دانند که به دنبال چه کسی هستند به همینطور اکثرا تمایل دارند روابط مختلفی را با افراد گوناگون تجربه کنند و قادر نخواهند بود از بین این افراد شخصی را انتخاب کنند حال انکه اکثر امار طلاقها برای این رده سنی اتفاق می افتد به نوعی میتوان گفت تنوع پذیری دختران و زنان با عدم شناخت خود و معیارهای خود نسبت مستقیم دارد. چرا که میل تنوع پذیری انها را از معیار اصلی خود دور می سازد چون قصد داریم بیشتر به تنوع پذیری مردان بپردازیم ، در مورد جنس مونث به همین چند خط بسنده کرده و به تنوع پذیری در مورد جنس مذکر می پردازیم.
● تنوع پذیری در جنس مذکر
جنس مذکر به پیچیدگی جنس مونث نیست و اکثر رفتارهای جنس مذکر برون ریز است و نیاز به کنجکاوی ندارد سوالی که مطرح است آیا مردان تنوع پذیر تر از زنان هستند ؟
پاسخ خیر مردان تنوع پذیر تر از زنان نیستند بلکه اکثر رویدادهای زندگی واکثر رفتارها و برخوردارها برای مردان زودتر به عادت تبدیل می شود و اینگونه می توان نتیجه گرفت که مردان زودتر خسته می شوند مسلم بدونید یک مرد هرچقدر هم که دارای همسری زیبا ، خوش اندام و دلربا باشد بعد از چند ماهی زندگی یا یکی دوسال زندگی این زن برای مرد خود عادی می شود و از نظر ظاهری تازگی قبل را نخواهد داشت پس این مطلب قابل توجه خانمهایی که ادعای زیبایی می کنند و میگویند که شوهرشان به آنها خیانت کرده است بعد از مدتی مردان از نظر ظاهر شما اشباع می شوند ، اخلاق و رفتار یک زن باید به گونه ای باشد که در همه حال برای همسر خود تازگی داشته باشد و فقط ظاهر خوب زن برای یک مرد کافی نیست به همین منظور توصیه می شود همه عشق و علاقه و موهبت خود را به یکباره در چند روز یا چند ماه ابتدای زندگی رو نکنید همیشه مثال اهسته و پیوسته را به خاطر داشته باشید ، مردان تغییرات جزئی را دیر به چشم می بینند مثلا شما اگر جای یک گلدان را در منزل تغییر دهید شاید بعد از یک هفته شوهرتان متوجه این تغییر شود اما اگر رنگ لباس و یا حتی نوع پوششتان را تغییر دهید خیلی زود متوجه تغییر می شوند هر چند شاید اگر عطری که استفاده می کنید را تغییر دهید باز متوجه نشوند پس اگر قصد تغییر یا تحولی دارید بهتر است تلاش خود را در جهت تغییر بزرگی انجام دهید. .
از نظر رفتاری جنس مردان به گونه ایست که ریاست طلب هستند و تمایل دارند هیچ موضوعی از انها پنهان نباشد و ترجیح می دهند همسرشان بدون هماهنگی انها کاری را انجام ندهند. اگر هر روز موقع استقبال از شوهرتان از یک جمله تکراری استفاده میکنید آنرا تغییر دهید . اگر رفتاری از سوی شوهرتان شما را خوشحال می کند نوع ابراز خوشحالی خود را تغییر دهید هر چند تغییر کوتاه ، کنار امدن با آشفتگی و خستگی مردان یکی از رموز موفقیت برای جلوگیری از تنوع پذیر بودن آنهاست به عنوان مثال اگر خواسته ای دارید یا می خواهید موضوع مهمی را مطرح کنید از گفتن حرفهای حاشیه ای بپرهیزید چرا که مردان از اینگونه حرفها زود خسته و عصبی می شوند .
از نظر روابط جنسی کلا مردان همسری مطیع را خواهان میباشند رفتارهای جنسی خود را تغییر دهید سعی کنید در روابط جنسی تغییر ایجاد کنید به عنوان مثال زمان انجام رابطه مکان انجام آن پوزیشنهای آن حرفهایی که ردو بدل می شود رابطه جنسی کلیشه ای چند دقیقه ای آنچنان تاثیر مثبتی بهمراه ندارد سعی نکنید در باطه جنسی مثل یک ماشین باشید یعنی فقط ابزاری بریا ارضای جنسی باشید بلکه از نظر روحی هم باید شوهر خود را ارضاء کنید البته این مسئاه نیز متقابله .
اگر با شوهرتان مشکلی دارید آنرا مطرح کنید تا زودتر حل شود یک زن افسرده حال و غمگین باعث می شود تا شوهر آن زن دیرتر به منزل برود در عوض یک زن شاد و خوشرو و خوش برخورد باعث می شود تا شوهرش برای رفتن به منزل لحظه شماری کند کلا در خانه محیطی جذب کننده برای همسر خود فراهم آورید تا مردان هیچ کجا به جز منزل و در کنار شما احساس آرامش نکنند . مردان از زنان نغ نغی بیزارند ، مردان عاشق احترام هستند در بیرون از منزل جلوی دیگران با شوهر خود با احترام سخن بگویید البته این مسئله متقابل میباشد . از گیر دادن های بیخودی پرهیز کنید .
ظاهری خوب برای همسر خود داشته باشید یعنی در منزل آرایش کنید موهای آشفته و پریشان خود را آراسته سازید مدل موی خود را تغییر دهید و از او بپرسید از چه مدل مویی یا چه طرز آرایشی خوشحال تر میشه هر چند وقتی آنها را مشت و مال دهید فراموش نکنید اگر زنی تمام این کارهای را برای شوهر خود انجام دهد به نوعی برای خودش این کارها را انجام داده است چراکه اگر مردی چنین همسری داشته باشد از هیچ تلاشی برای خوشبختی وی کوتاهی نخواهد کرد .
طوری با شوهر خود برخورد نکنید که انگار وی وسیله ای برای تولید اسکناس برای شما میباشد سعی کنید باری از دوش وی بردارید نه اینکه خود مشکلی بر روی مشکلاتش باشید توجه داشته باشید این شمایید که باعث می شید شوهر شما سراغ روابط نا مشروع نرود یا به فکر همسری دیگر نباشد که پاسخگوی آندسته از نیازهایی باشد که شما نتوانسته اید آنها را تامین کنید. به نوعی در یک کلام متفاوت باشید شوهر خود را غافلگیر کنید .


 
نقش اخلاق در زندگی زناشویی-میزان تاثیر اخلاق در زندگی زناشویی و روابط زناشویی
ساعت ٩:٢٥ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٤ مهر ۱۳٩٢   کلمات کلیدی: نقش اخلاق در زندگی زناشویی-میزان تاثیر اخلاق در زن


چکیده
 در این پژوهش نقش اخلاق در زندگی زناشویی مورد کنکاش قرار گرفته است. یکی از پرسش هایی که این نوشتار را سامان داده، ارتباط صفات اخلاقی نیکو با عشق به خانواده است. نتیجه ای که حاصل شد نشان می دهد، اخلاق در پاس حرمت عشق نقش تأثیرگذاری دارد.
پرسش دیگر تأثیر اخلاق در روابط خانواده را دنبال می کند و نشان می دهد که اخلاق نیکو، اختلافات خانوادگی را کاهش می دهد. بسیاری از انسان ها در برابر اخلاق نیک، واکنش مثبت نشان می دهند تا جایی که فردی که قصد خیانت به همسر خود را داشته باشد با اخلاق نیک می توان او را از این کار منصرف کرد.
اخلاق نقش بسیار مهمی در آرامش انسان و ارتقاء منزلت فرد در جامعه دارد. انسان با اخلاق محبت دیگران را جلب می کند و نفوذ کلامش در دیگران افزایش می یابد.
کلید واژه ها : اخلاق ، زندگی زناشویی ، بهبود روابط ، آرامش ، عشق

مقدمه
 اخلاق در همه ابعاد زندگی فردی، خانوادگی و اجتماعی انسان تأثیر دارد و عامل اساسی برانگیختن احترام دیگران و نفوذ کلام فرد می باشد. انسان اگر قصد یافتن اخلاق حسنه را دارد، می بایست از خدا یاری بطلبد تا بتواند در این مسیر گام بردارد و با مشکلات بسازد و زود ملول نگردد؛ چون اخلاقی رفتار نمودن همیشه کار آسانی نیست و بسا مشکل ها که در این راه وجود دارد.
نقش اخلاق در زندگی زناشویی از نکات پراهمیت است که بسیاری از کارشناسان مسایل خانواده را به خود مشغول نموده است. بدیهی است که رعایت موازین اخلاقی زندگی را گلستان می کند و غیر اخلاقی عمل نمودن ، بهشت زندگی را به خاکستر تبدیل می کند. پاس حرمت عشق از مجرای اخلاق صورت می پذیرد و اختلافات پیچیده ی زندگی به واسطه ی آن ریشه کن می شود. بسیاری از زندگی هایی که به لبه پرتگاه می رسند و دچار بحران می شوند با اخلاق به حالت طبیعی باز می گردند. در بسیاری از خانواده ها به واسطه اخلاق از خیانت همسران به همدیگر جلوگیری شده است.
رفتار و گفتار صحیح که از خلاق سرچشمه گرفته باشد ، محبت همسر و فرزند را جلب می کند و این بزرگ ترین پشتوانه ی زندگی است. تجربه نشان داده که زندگی با رعایت قوانین خشک و بی روح لطافت ندارد ، فقط ممکن است به مسیرش ادامه دهد ؛ اما با اخلاق نشاط می یابد و با حرارت ادامه می یابد.

اخلاق نگهبان عشق است
 

همه افرادی که ازدواج را تجربه کرده اند، معتقدند پس از ازدواج بین آنان و همسرشان پیوند عمیق عاطفی ایجاد می شود. دوران عقد از شیرین ترین لحظات زندگی انسان است و تجلی گاه واقعی مهر و محبت می باشد. در سوره روم، آیه 21 آمده: «و از نشانه‏هاى او اینکه از [نوع‏] خودتان همسرانى براى شما آفرید تا بدانها آرام گیرید، و میانتان دوستى و رحمت نهاد. آرى، در این [نعمت‏] براى مردمى که مى‏اندیشند قطعاً نشانه‏هایى است.»(2)
این آیه قرآن به دو نکته اساسی اشاره دارد. آرامش در زندگی و نهال محبت.
پس از ازدواج بین زن و مرد عشق پدید می آید که براساس این آیه خالق عشق خود خداست. اوست که محبت و مودت را بین زن و مرد جعل می کند. محبت بین همسران جعل حقیقی است. یک پیوند عاطفی عمیق است که بین زن و شوهر وجود دارد و جای دیگر نمی توان آن را یافت.
جعل یا قرارداد بر دو قسم است؛ حقیقی و اعتباری. برای نمونه جعل حقیقی می توان به عمل بینایی توسط چشم اشاره نمود. خدا قوه بینایی را در چشم انسان قرار داده است و اگر چشم انسان آسیب ببیند و قدرت بینایی اش را از دست بدهد، سایر اعضای بدن نمی توانند کار چشم را انجام دهند. این نوع از قراردادها قابل تغییر نیست و نمی توان برای نمونه از گوش خواست که کار چشم را انجام دهد. نمونه قرارداد اعتباری خیابان دو طرفه است. خیابان دوطرفه یک قرارداد است که برای خیابانهای بزرگ وضع شده می شود، تغییر این نوع از قراردادها به سادگی صورت می پذیرد؛ مانند خیابان دوطرفه که اگر وضع این قانون مشکل ساز شود یک طرفه اش می کنند.
محبت و مودت در خانواده از نعمت های بزرگ الهی است که اگر مقدس شمرده شود، زندگی آرامش بخشی در سایه آن به وقوع می پیوندد. اما اگر این نعمت سترگ پاس داشته نشود و با اخلاق و گذشت از آن نگهداری نشود، سرمایه ای است که آرام آرام از آن کاسته می شود تا جایی که از بین می رود. اگر همسرانی را مشاهده می کنیم که با گذشت سالیان زیاد از آغاز زندگی مشترکشان هنوز به هم عشق می ورزند و دلسوز همدیگرند به این دلیل است که با بهره گیری از اخلاق نیک این هدیه الهی را تضییع ننموده اند و اگر می بینیم در برخی از خانواده ها عشق جای خود را به نفرت سپرده به این جهت است که با بی اخلاقی، گوهر عشق در بین آنان بی حرمت شده است.
عشق نعمت بزرگی است که در وجود انسان به ودیعه نهاده شده است. احساسی که انسان حاضر است به خاطر دیگری از خودش بگذرد. این مفهوم به سادگی حاصل نمی شود و از محبت شدیدتر است. در زبان عربی مودت همان محبت پررنگ است که خدا نهال آن را در نهاد خانواده کاشته است. خانواده های موفق با صبر و گذشت از خطاهای یکدیگر، می کوشند آن را به ثمر برسانند. وقتی محبت بین زن و شوهر توسعه پیدا کند نه تنها نسیم که هیچ تند بادی نخواهد توانست آن را از جای برکند. تلاش مشاوران خانواده براین است که با روش های گوناگون دوستی و صداقت را پررنگ کنند. جامعه ای که همسران به همدیگر عشق بورزند سعادتمند است. و این امر حاصل نمی شود مگر اینکه همسران زندگی را میدان مسابقه اخلاق بدانند.
محبت تکیه گاه زندگی است. به واسطه آن همسران از خطاهای همدیگر می گذرند و به همدیگر عشق می ورزند. گاهی خانواده هایی که گرفتار اختلاف و مشاجره می شوند آنقدر نسبت به همدیگر بدبین می شوند که سر تا سر وجودشان پر از نفرت می شود و حاضر نیستند برای لحظه ای با همسرشان زیر یک سقف زندگی کنند. بهترین راه حل برای چنین خانواده هایی تغییر نگرش است. اگر آنان افکار منفی را از ذهن خود بیرون کنند و در عوض بکوشند از خود رفتار نیکی که از اخلاق نشأت گرفته نشان دهند و مثبت بیندیشند خانواده از بحران نجات می یابد. محبت ودیعه الهی است که هم برای آن کس که محبت می کند و هم برای کسی که مورد محبت قرار می گیرد، نشاط و لذت وصف ناپذیری به همراه دارد.

تأثیر صفات بد اخلاقی در زندگی
 

ریشه بسیاری از مشکلات خانوادگی را باید در صفات زشت اخلاقی جستجو کرد. دانشمندان علم اخلاق برخی از ویژگی های اخلاقی انسان ها را بیماری های روحی می دانند که برای کسب کمال باید به مداوای آنهاپرداخت. این ویژگی ها آرامش را از خود فرد و اطرافیان وی سلب می کند. به عنوان نمونه، یکی از برجسته ترین آنها مسئله آشوب بر انگیزتر، تعصب داشتن به خویشتن است. خود برتر بینی از ویژگی هایی است که توصیه شده اشخاص از آن بپرهیزند و مراقب باشند که به دام آن نیفتند. فردی که این صفت را دارد بی آنکه متوجه باشد حوادث را به گونه ای تفسیر می کند که خود در موقعیت مطلوب قرار گیرد و بتوانند در جهت تأمین منافع خود به خواسته هایش برسد. این تعصب بر طرز تلقی اشخاص اثر می گذارد و آنها را به این باور سوق می دهد که در چشم دیگران و نیز در چشم خود، انسانهای بهتر و مقبول تری هستند. در این موقعیت اگر به فرض مثال زن و شوهر دربارۀ اینکه چه کسی بهتر است و چه کسی از خود گذشتگی بیشتری نشان داده، صحبت کنند، وی دربارۀ نقش خود چنان صحبت می کند که گویی تمام امتیازهای عالم از اوست.
از اثرات منفی خودبرتر بینی وتعصب به خود در زندگی زناشویی این است که فاصلۀ درک میان زن و شوهر را افزایش می-دهد. برای این افراد دیدن خود به شکلی که دیگران آنها را می بینند، کار به غایت دشواری است. به همین اندازه برای آنها فهمیدن اینکه چگونه ناخواسته و ندانسته ، حقایق را به سود خود انتخاب و ارائه می دهند، دشوار است.
در زندگی هایی که زن یا مرد چنین ویژگی داشته باشند با تشدید اختلاف نظرها، طرز تلقی کسی که خودبرتر است از دیگری تغییر می کند و طرف مقابل را تهدیدی جدی تلقی می کند؛ چون او را چنان که خود یافته است و انتظار داشته دیگران هم بپذیرند، نپذیرفته اند. در این شرایط، یک اختلاف جزئی کافیست که به جنگی تمام عیار مبدل شود . او طرف مقابلش را با عباراتی نظیر « تو مخصوصاً با هر چه من بگویم مخالفت می کنی» ، « تو که در این باره اطلاعی نداری» یا « خیلی نادان و احمق هستی » تحقیر می کند و متوجه نیست که برداشت خود او هم ممکن است به قدر همسرش اشتباه باشد. از ترکیب خود محوری و ناشکیبایی، مشکلاتی به وجود می آید که به سادگی منجر به منازعاتی می شود که به زندگی زناشویی آسیب می زند و به نظر می رسد، راه حلی برایش وجود ندارد.(3)
برای درمان این صفت زشت در مرحله نخست باید به فردی که خود برتر بین است، آموخت که این صفت در او وجود دارد و باید بکوشد تعدیل کند. بسیاری از آنها چون خود را منطقی می دانند به فکر فرو می روند و اگر به شایستگی با آنها صحبت شود نتایج بسیار شگفتی حاصل می شود. فردی که قصد اصلاح صفات اخلاقی انسانها را دارد؛ باید مانند طبیبی دلسوز عمل کند نه منتقمی خشمگین. و از آنجا که همسران تأثیر زیادی بر همدیگر دارند اگر با مهربانی ضعف های همدیگر را بازگو کنند بهبود در رفتار همدیگر را شاهد خواهند بود.

رفتار اخلاقی در برابر خیانت همسر
 

معمولاً پس از گذشت مدت زمانی از شروع زندگی زناشویی اختلاف بین همسران آغاز می شود. از یک زاویه دید اختلافات زناشویی را می توان به طبیعی و غیرطبیعی تقسیم نمود. اختلافات طبیعی به ویژگی های فردی باز می گردد. سلیقه هر فرد، روحیات، شیوه تفکر، چیزهایی که دوست می دارد و یا متنفر است، می تواند عامل اختلاف با همسر باشد. این گروه از مشکلات زادگاه طبیعی دارد؛ چون هر فرد از مجموعه انسان ها ویژگی های منحصر به خود را داراست و با ازدواج نمی توان انتظار داشت به سرعت تغییر کند. برخورد منطقی همسران با این قبیل اختلافات می تواند مانع از بروز جدی آن در میدان زندگی باشد. در بین روایات اسلامی به موضوع «کفو» بودن زوجین اشاره شده است. کفو یا همسانی خانوادگی، فرهنگی و مذهبی زن و شوهر عاملی است که این قبیل اختلافات را کاهش می دهد. اما از همه مهم تر برخورد منطقی و پذیرش این نکته که هر انسانی وجوه ممتازی نسبت به دیگری دارد می تواند این مشکل را برطرف کند.
زادگاه برخی دیگر از مشکلات، غیرطبیعی است؛ مانند دروغ به همسر، خیانت، بی توجهی و عدم صدق. این موارد ربطی به ویژگی های طبیعی انسان ندارد و مانند دوست داشتن رنگ و یا غذای خاص نیست. این نوع از مشکلات از جنسی دیگر است و راه حل دیگری نیز طلب می کند. در این موارد می بایست به چند نکته توجه داشت. نخست اینکه به سادگی هرکس نمی-تواند همسر خود را به خیانت متهم کند. اصل اول در هر زندگی اعتماد است. اگر مرد به همسرش می گوید امروز کارم بیشتر از دیروز طول کشید، همسرش نمی تواند بگوید تو دروغ می گویی و با دوستانت بیرون رفته بودی. ریشه اختلاف و جدایی بسیاری از خانواده ها به تردید و شک برمی گردد. زندگی که همراه با شک نسبت به همدیگر باشد نه تنها لذت بخش نیست بلکه عذاب آور است.
نکته دیگر که باید به آن توجه داشت این است که بین زن و شوهر حرمتی مقدس وجود دارد و این حرمت نباید شکسته شود. اگر فردی اطمینان یافت که همسرش به او دروغ گفته و یا صداقت نداشته است باید در مرحله اول از روش های اخلاقی بهره بگیرد و او را متوجه اشتباهش بنماید، البته بدون اینکه به حرمت بین آنان آسیبی برسد. برخی از همسران به محض اینکه خطایی از همسرشان دیدند، تمام بنیان خانواده را به هم می ریزند و آنچه در توان دارند برای رسوایی و مقابله با همسرشان به کار می گیرند. آنان اعتقاد دارند که اگر از همان ابتدا با قاطعیت برخورد کنند دیگر شاهد چنین برخوردهایی نخواهند بود. این اعتقاد نادرست است؛ چون برای تربیت و آگاهی هرکس باید از روش مناسب بهره گرفت و نباید به سیم آخر زد، از طرف دیگر حرمت بین زن و شوهر باید تا پایان عمر حفظ شود و اگر شکسته شود زیانهای جبران ناپذیری در بردارد.
آنگاه که انسان با چنین برخوردهایی از جانب همسرش رو به رو می شود، لازم است با روشی همراه با محبت به او بفهماند از کار او ناراحت و نگران است. افرادی که به دستورات اخلاقی توجه ندارند همه یکسان نیستند، بلکه هر کدام در جایگاه خاصی قرار دارند. بسیاری از آنها به جهت حفظ آرامش حاکم در خانه حاضرند از خطاهای خود دست بشویند و آن را تکرار نکنند. این گروه از انسانها وقتی با نگرانی همسر خود رو به رو می شوند و فهمیدند با تکرار رفتار ناشایست خود ممکن است از نعمت آسایش محروم شوند و احتمال دهند رفتار همسرشان با آنان تغییر کند، در رفتار خود تجدید نظر می کنند.
استاد مرتضی مطهری مطلبی را از خواجه عبدالله انصاری نقل می کند که بسیار حکمت آموز است و ویژگی انسان های راستین را نشان می دهد. رعایت این نکته در زندگی زناشویی نشانه وجود اخلاق است. «تعبیری دارد خواجه عبدالله انصاری که شاید از خودش تعریف کرده. به هرحال او مرد عارف وارسته ای بوده. می گوید: « بدی را بدی کردن سگساری است». یک کس به آدم، بدی می کند. انسان در مقابل بدی او بدی می کند. این، سگ رفتاری است، چون اگر سگی سگ دیگری را گاز بگیرد او هم گازش می گیرد. «و نیکی را نیکی کردن خرکاری است». یک کس به آدم، نیکی می کند. انسان در مقابل نیکی او نیکی می کند. این هم کار مهمی نیست. نمی دانم دیده اید یا ندیده اید؛ هر کس مثل من دهاتی باشد دیده: یک الاغ وقتی که شانة یک الاغ دیگر را می خاراند، او هم فوراً شانه او را می خاراند. اگر دید او شانة او را می خاراند که از این خاراندن خوشش می آید، فوراً شانه رفیقش را می خاراند. «بدی را نیکی کردن کار خواجه عبدالله انصاری است.»(4) در زندگی زناشویی گاهی لازم است که کار ناشایست را به خوبی پاسخ داد. و انسان گونه رفتار نمود.
قرآن زن و شوهر را لباس یکدیگر معرفی می نماید.(5) از این تعبیر قرآنی برمی آید که همسران باید همچون مربی دلسوز رفتار همدیگر را اصلاح کنند و از عیوب همدیگر بکاهند. اگر زن یا مرد در زندگی زناشویی به همدیگر خیانت کنند، طرف مقابل نباید در مقام انتقام و ستیزه جویی قرار گیرد. او باید بکوشد با شیوه ای مناسب رفتار همسرش را اصلاح کند. اینکه برخی قصد دارند خیانت را با خیانت تلافی کنند، آسیب جدی بر پیکره خانواده وارد می شود. در اینجا کلوخ انداز را پاسخ سنگ نیست.
اگر رفتار ناشایست با این روش تربیتی اصلاح نشد و تکرار گردید، معلوم می شود تذکر همسر جدی گرفته نشده است و او به پیامدهای رفتار غلطش توجه ندارد؛ در این مرحله می بایست از مشاوری امین مدد خواست تا متناسب با نوع خیانت همسر راهی برای حل بحران خانواده بگشاید. طبیعی است که در اینجا نوع برخورد نسبت به مرحله قبل جدی تر و منطقی تر می-باشد.
پیشنهاد قرآن برای حل اختلاف و نزاع بین زن و شوهر صلح است. درسوره نساء آیه 128 آمده:« وَ إِنِ امْرَأَةٌ خَافَتْ مِن بَعْلِهَا نُشُوزًا أَوْ إِعْرَاضًا فَلَا جُنَاحَ عَلَیهِْمَا أَن یُصْلِحَا بَیْنهَُمَا صُلْحًا وَ الصُّلْحُ خَیرٌْ وَ أُحْضرَِتِ الْأَنفُسُ الشُّحَّ وَ إِن تُحْسِنُواْ وَ تَتَّقُواْ فَإِنَّ اللَّهَ کاَنَ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِیرًا» «و اگر زنى از شوهر خویش بیم ناسازگارى یا رویگردانى داشته باشد، بر آن دو گناهى نیست که از راه صلح با یکدیگر، به آشتى گرایند که سازش بهتر است. ولى بخل [و بى‏گذشت بودن‏]، در نفوس، حضور [و غلبه‏] دارد و اگر نیکى کنید و پرهیزگارى پیشه نمایید، قطعاً خدا به آنچه انجام مى‏دهید آگاه است‏.»(6) تاکید آیه بر گذشت و نادیده گرفتن لغزش های یکدیگر است. در این آیه به خوبی نقش اخلاق در بحرانهای زندگی دیده می شود و نتیجه ای که از آن حاصل می شود، گاهی غیرقابل تردید است. علامه طباطبایی در خصوص فراز پایانی این آیه به نکته ای شاره می کنند که توصیه خدا به اخلاق است. می فرماید: «این جمله موعظه‏اى است براى مردان که از طریق احسان و تقوا تجاوز نکنند و متذکر این معنا باشند که خداى عز و جل از آنچه مى‏کنند با خبر است، پس در معاشرت با زنان، جور و ستم نکنند و آنان را مجبور نسازند که از حقوق حق خود چشم بپوشند، هر چند که خود آنان مى‏توانند چنین کنند.»(7)

نتیجه گیری
 

بدیهی است که صفات نیک اخلاقی به ارزش وجودی انسان می افزاید و به او نزد خانواده و اجتماع خویش جایگاه ممتازی می بخشد.
نقش اخلاق در زندگی زناشویی غیر قابل تردید است. انسان با اخلاق به همسر و فرزندش نزدیکتر است. صفات حسنه اخلاقی، حرمت عشق را پاس می دارد. نقش اخلاق در زندگی زناشویی تا به آنجاست که می تواند اختلاف بین همسران را کاهش دهد و از خیانت همسران به همدیگر جلوگیری کند.
انسانی که بکوشد در زندگی اخلاق نیکو داشته باشد در زندگی آرامش بیشتری دارد.

پی نوشت ها :
 

1 - طلبة درس خارج فقه و اصول حوزۀ علمیه اصفهان.
2 - ترجمه از محمدمهدی فولادوند.
3- آرون تی بک ، عشق هرگز کافی نیست ، ترجمۀ مهدی قراچه داغی ، چاپ چهارم ، بی جا ، انتشارات مترجم ، 1372 ش ، فصل 6 ، ص 144 و 145 .
4 - مرتضی مطهری، فلسفه اخلاق، چاپ بیست و سوم، تهران، انتشارات صدرا، خرداد 1381، ص 38.
5 - بقره، آیه 187.
6 - ترجمه از محمدمهدی فولادوند.
7 - سیدمحمدحسین طباطبایی،المیزان،ترجمه سید محمدباقر موسوی،چاپ پنجم،قم،دفتر انتشارات اسلامی جامعه مدرسین حوزه علمیه قم،1374، ج 5، ص 163.
 

منابع و مآخذ :
1- قران مجید با ترجمه از محمدمهدی فولادوند.
2- تی بک، آرون، عشق هرگز کافی نیست ، ترجمۀ مهدی قراچه داغی ، چاپ چهارم ، بی جا ، انتشارات مترجم ، 1372 ش.
3- طباطبایی، سیدمحمدحسین، المیزان، ترجمه سید محمدباقر موسوی، چاپ پنجم، قم، دفتر انتشارات اسلامی جامعه مدرسین حوزه علمیه قم،1374، ج 5.
4- مطهری، مرتضی، فلسفه اخلاق، چاپ بیست و سوم، تهران، انتشارات صدرا، خرداد 1381.


 
← صفحه بعد